کربلای چهار،‌‌فاجعه بزرگ‌

‌در سالهای میانی جنگ ۸ ساله استراتژی جمهوری اسلامی در شعارهای حکومتی رفع فتنه از جهان بود اما در میدان جنگ هدف اصلی یک عملیات سرنوشت ساز بود. هاشمی رفسنجانی که از طرف آیت الله خمینی فرمانده کل جنگ شده بود مبتکر این ایده بود که با یک عملیات بزرگ بخش مهمی از خاک عراق را گرفته و بعد وارد مذاکره برای پایان جنگ شوند. اکثر فرماندهان سپاه و ارتش و سیاسیون نیز با این ایده موافق بودند. در سالهای ۶۲ تا ۶۵ چند عملیات انجام شد ولی نتایج خاصی بدست نیامد. در سال ۶۵ ارتش در سمت غرب مسئول عملیات شد و سپاه در جنوب طرح حمله به جزیره فاو و بصره را در دست داشت.
این منطقه برای عراق حیاتی بود چراکه تنها راه اتصال به خلیج فارس و دریای آزاد همین منطقه بود. در سوم دی ماه سال ۶۵ عمیلات بزرگ سپاه با نام کربلای ۴ آغاز شد. ازهمان ابتدا آشکار بود که سپاه نتوانسته است طرح خوب و هماهنگی درستی را ایجاد کند. برای این عملیات ۱۵۰۰ گردان نیرو پیش بینی شده بود که سپاه فقط توانسته بود ۳۰۰ گردان آماده کند. هاشمی رفسنجانی که فرمانده جنگ بود است در خاطرات روز سوم دیماه مینویسد از شنیدن خبر آغاز عملیات تعجب کرده است!!! این یعنی اوج بی هماهنگی . صحبتها و نوشته های سردارانی چون سرلشگر رشید ، قاسم سلیمانی ، رحیم صفوی ، محسن رضایی و شمعخانی و باقری که از فرماندهان اصلی بوده اند ، در کتابهای خاطرات و مصاحبه بوضوح اختلاف نظر و آشفتگی تصمیم گیری در روزهای عملیات را نشان میدهد.
عملیات ایران کاملا لو رفته بود.هدف ابتدایی تسخیر جزیره ام‌الرصاص و سایر جزایر و جاده‌های اطراف آن بود تا محاصره شهر بصره تکمیل گردد. از دلایل تاکید بر تعجیل در این عملیات تحت تاثیر قرار دادن کنفرانس سازمان همکاری اسلامی بود که در آن زمان در کشور کویت برگزار می‌شد.همین عجله باعث شد نیروها آموزش خوب نبینند. بخش زیادی از مفقودان غواصانی بودند که در آب غرق شدند چراکه بخوبی شنا در آبهای تند را بلد نبودند.
در روزهای منتهی به حمله نیروهای دفاعی عراق در آنسوی دشت منتظر قوای ایران بودند. عراقی ها با شلیک منور منطقه را مثل روز روشن کرده و نیروهای ایران را که در دشت باز و بدون هیچ سنگری بودند، به راحتی هرچه تمام تر میزدند. قاسم سلیمانی در وصف این وقایع میگوید : زدن نیروهای ما به راحتی شکار یک مرغابی توسط شکارچی بود!! ماهر عبدالرشید فرمانده ارشد ارتش عراق تبلیغات فراوان قبل از عملیات و بی دقتی در حفظ اسرار را دلیل اصلی لو رفتن اعلام کرد.
عراق تعداد کشته های ایران را ۹۰ هزار نفر اعلام کرد.


ایران این رقم را رد میکند ولی هرگز رقم واقعی را نیز نگفت. با این حال هاشمی رفسنجانی در ۱۰ دی ماه ۶۵ در خاطرات خود مینوسید : (( آقای شمخانی اطلاعات لازم را در خصوص نتایج عملیات شکست خورده کربلای چهار داد. خیلی بدتر از آنچه تا به حال گفته‌ بودند. نزدیک ۱۰۰۰ کشته و ۳۹۰۰ مفقودالاثر داشتیم که اکثر آنها را باید شهید حساب کرد و حدود ۱۱ هزار مجروح که حدود نصف آنها، سرپائی معالجه شده یا می‌شوند.)))
برخی منابع ایرانی رقم کشته شدگان کربلای ۴ را تا ۱۲ هزار نفر ذکر کرده اند که به واقعیت نزدیک تر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.