کهن سرای کیان

صبا بگوی باین اردوغان تیره ضمیر 

که ای  به  قید حقارت شریر گشته اسیر 

ز ژاژ خائی ات ای نا بکار بیهوده گوی 

گمان مبر بشود  کس‌ ز سادگی  تحمیر 

مگو، ز کور دلی  گفته های  بس بیجا 

مخواه  راه  خطا  طی  کنند  خلقِ بصیر 

مشو مباشر اغفال خلق از ره آز 

مپوی  راه  خبیثانِ پست معرکه گیر 

نِئی خبیرِ سیاست ،‌ خموش  لب مَگُشا 

سکوت زینت هر یاوه گوست  این بپذیر 

اران  ز مامِ وطن گشته گر ز کید جدا 

هماره  در غم دوری  کشیده آه و نفیر 

یکیست  باکو و تبریز و زآنِ ایرانست 

بفکر صائبِ هر واقفی که نیست اجیر 

براه پاس وطن آذری به جان کوشد 

که اوست پور زراتشت و یادگارِ  زریر 

همیشه در ره اعزاز  ملک سینه سپر 

بگاهِ جنگ، دلیران بی شبیه و نظیر

کهن‌سرای کیان آتشیست تا به ابد 

شراره بار به بد خواه و یاغیان شریر

غمین مباش سها کاین سیاه چادرِ شب 

فرو فتد ز سرِ این سرای بی تاخیر         

    سروده  منوچهر برومند 

۲۳ آذر ماه ۱۳۹۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.