سؤ استفاده از قربانیان

رژیم جمهوری اسلامی پس از ۴۲ سال قلع و قمع مخالفان و دشمن سازی در داخل و اختلاس ها و بی لیاقتی ها و برباد دادن ثروت ملی، در شرایطی که دیگر پایگاه محکمی در داخل ندارد، متوسل به بخشی از اپوزیسیون شده تا به دشمن خارجی بگوید بی پشت و پناه نیست. در این زمینه هم وسیع عمل میکند، یعنی چپ و راست نمی شناسد. می کوشد از قربانیان قدیم تا می تواند بهره ببرد.

در اوایل انقلاب بسیاری از گروه های سیاسی به ویژه چپ، به سبب ترس از تکرار کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت آمریکا و برباد رفتن آرمان های انقلاب، به اشتباه از این نظام پشتیبانی کردند، غافل از آنکه گرک آنها و مردم همین جمهوری اسلامی بود نه دشمن خارجی. بعد دیدیم که چه بر سرشان آمد. رژیم اکنون در صدد است تا به ترتیبی همان اتحاد را به صورت وسیعتر تجدید کند تا خرش از پل بگذرد.

باید در نظر داشت که اختلاف ما با رژیم ریشه ای است. در دنیایی که کشورهایی که مثل چون هند و ژاپن و چین که در حفظ سنن خویش کوشا بوده اند، تمدن غربی را الگو ساخته و پیشرفت کرده اند ملایان در آمده از غار اصحاب کهف مصرند با فقه حکومت را اداره کنند و نگرششان به غرب و تمدن آن و دستاوردهایی آن در زمینه هایی چون اخلاق، آزادی، دمکراسی، حقوق بشر و مقام و منزلت زن کاملا منفی است.

ملایان سال هاست با هویت ملی در جدالند ولی اکنون می خواهند برای جلب رضایت عظمت طلبان شاهنشاهی صدور انقلاب اسلامی را با فتوحات هخامنشیان مقایسه کنند و سپاهیانی که مردم را به گلوله می بندند با گارد جاویدان همسان کنند. این نمایش مضحک که در یک برنامه ویدئویی آنهم خارج کشور انجام می شود منحصر به جلب ناسیونالیست های عظمت طلب نیست بلکه وارد مراحل جدیدی نیز شده است. کم کم برای جلب گروه چپی که به مصلحت کشور و رفاه و استقلال آن فکر می کنند در این برنامه ویدئوی جا بازکرده اند. ملیون استقلال طلب و چپ ها خواستار عدم دخالت استعماری قدرت های بزرگ هستند ولی این به مثابه ی همفکری آنها با رژیم اسلامی نیست.

برای نمونه یکی از چهره های صاحب اعتبار چپ در دو سه تا از این برنامه ها شرکت کرد و سخنانی در باب سیاست خارجی و ناحق بودن خواست های آمریکا و اسراییل گفت که ریشه در استقلال خواهی او داشت و متوجه بود به دفاع از حقوق کشور و مردمانش. از آنجا که این سخنان همسو با سیاست ضد آمریکا و اسراییل ستیز رژیم است، جمهوری اسلامی را در صدد برآمده است تا بلکه به این ترتیب از کسانی که خود از ایران رانده سؤ استفاده کند. بدیهی است مدعو برنامه، سخن خود را گفت و حتا تصریح کرد که برانداز است ولی این آزادی بیان در ویدئوی نماینده ی غیررسمی اطلاعات سپاه پاسداران در خارج کشور چه اعتباری دارد؟

اینها که راجع به سیاست داخلی با او مصاحبه نمی کنند، راجع به سیاست خارجی به وی امکان می دهند تا سخنانش را بگوید که خود استفاده نمایند. نباید فرصت داد تا با همکاری خود ما، سخنانمان را الک کنند و درست آن بخشی را که مفید می انگارند برگزینند و پخش کنند.

این بازی تبلیغاتی اخیراً توسعه یافته و خانمی ساکن آمریکا نیز برنامه ای جدید به راه انداخته. سیاست یک بام و دو هوا، داخل کشور را از هر مخالفتی پاکسازی کرده اند، ولی در خارج دنبال استفاده ابزاری از مخالفان خود برای رسیدن به مقصود هستند. این بازی ذره ای از شقاوت استبداد نکاسته و همان سیاست خانمان برانداز قبلی ادامه دارد.

آنچه که می خواهم بگویم اینست که با تجربه سال های ۵۷ و ۶۰ صلاح نیست بدون افشای رژیم در سیاست داخلی و کشتارهای وحشیانه و نقض حقوق بشر و ادامه اعدام ها و زندانی کردن مردم بیگناه، شور وطنخواهی خود را به حساب رژیم بریزیم.

به یاد بیاوریم مبارزان پاکدل و میهندوستی را که حتا در جنگ با عراق شرکت کردند ولی به جرم مخالفت با جمهوری اسلامی یا کمونیست بودن اعدام شدند. بیاد بیاوریم مبارزانی را که تا آخرین نفس سیاست های نابخردانه جمهوری اسلامی را توجیه کردند تا شاید رژیم بر سر عقل بیاید ولی سرانجام به مسلخ رفتند.

جمهوری اسلامی در فکر رها شدن از تنگنای تنفر مردم و بی اعتمادی آنها و خلاصی از مخمصه ی بین المللی است و حتا حاضر نیست بپذیرد که چه فاجعه ای به بارآورده و منصفانه به نقد گذشته خود بنشیند، در عوض با شدت بخشیدن به اعدام ها و سرکوب ها در داخل و به بازی ها مضحک این چنینی در خارج دل بسته است. می خواهد با اپوزیسیونی که کشته و قتل عام کرده و به خارج تبعیدشان کرده یک اجماع فکری در میان مردم برای حمایت از خود درست کند. واقعا که مرد رندی ملایان حد و مرز ندارد.

 وقتی حکومت نسبت به مسایل داخلی و ملی بی تفاوت است نمی تواند مردم را برای مشکلات خارجی فعال کند و از آنها پشتیبانی بگیرد. رژیم خود این مسأله را می داند و چون در بند ایدئولوژی گرفتار است و نمی خواهد تعدیلی در آن بدهد به مسایل حاشیه ای می پردازد و میکوشد تا مخالفان تبعیدی را وسیله ی جلب مردم بکند.

نتیجه اینکه حکومت تا بن دندان فاسد شده است و تا تغییر کیفی در جمهوری اسلامی حادث نشود این کوشش ها ره به جایی نخواهد برد. اگر خودشان برای تغییر پیشقدم شوند خسارات کمتر خواهد بود. تنها راه توجه به معیشت و رفاه مردم و احترام به آنان و آزادی آنان و تقویت قدرت ملی است. حکومت چاره ای ندارد جز اینکه با مردم ایران از در آشتی وارد شود و این کار با میدان دادن به افراد با صلاحیت و مستقل و ملی در درجه ی اول در داخل و البته در خارج از کشور امکان دارد نه با شامورتی بازی. با حرف نمیتوانید مردم را فریب دهید، باید در قدرت سهیمشان نمایید.

حسن بهگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.