زبان را هم نژادی کردید؟

شخصی بنام حمید دادی‌زاده مطلبی مفصل نوشته با عنوان : آیا شما آذری هستید؟

 نوشته چرا  این سؤال را ازکسانی که فارسی را با لهجه ترکی صحبت می کنند، می پرسند؟

 قصد و مرام پرسنده چیست؟

مانده ام معطل، عزیز من اگر کسی لهجه لری یا کردی هم داشته باشد همین سؤال ممکن است پیش بیاید. این دیگر بازجویی لازم ندارد. یا شاید طرف خواسته مطمئن بشود وی اگر آذربایجانی است اهل کجای آذربایجان یا زنجان یا جای دیگر است. در مقابل یک سؤال ساده که طرف را زیر اخیه نمی کشند که قصد و مرامت چیست؟

نویسنده برآنست که همین امر باعث شده که عده ای آذربایجانی، فارسی را طوری حرف بزنند که پرسش کننده را قانع کنند که آذری نیستند. یعنی آذری در فرهنگ ما کلمه بدی است؟

 من در تمام عمر چنین چیزی نشنیده ام. همواره این کلمه با یادآوری حرمت و اعتبار تاریخی آذربایجان همراه است. کاش نویسنده در یک برنامه زنده ی تلویزیونی این حرف را میزد که همه بشنوند و در تاریخ بماند.

بعد ادامه داده حتی در مواردی این واژه کوچک آذری نقش سیاسی بازی می‌کند و فرد اگر حساس باشد ممکن است کار به کشاکش زبانی هم بکشد.

فکر می کنید مسأله به اینجا ختم شد؟ خیرکجای کارید:

 «اما در مواقعی برخی مخاطبین در برابر این پرسش حساسیت نشان داده حتی در برخی از حرکات اعتراضی در پاسخ به این پرسش که شما آذری هستید مقاومت نشان داده و با لحنی اعتراضی و منفی پاسخ هارای هارای من ترکم شنیده می‌شود!»

 ملاحظه می فرمایید از کجا به کجا رسیدیم؟ حالا متوجه شدید یک پرسش ساده آیا شما آذری هستید چند من آب برمی دارد؟

حالا مشکل کجاست و چه خاکی باید به سر ریخت که صدای هارای هارای طرف درنیاید؟

مسأله خیلی ساده است شما باید بپرسید آیا شما ترک هستید؟ آذری یعنی چه؟ آذری قباحت دارد ولی ترک اعتبار دارد. اگر این مغالطه، ببخشید مقاله را نخوانده بودیم متوجه نمی شدیم که با یک پرسش ساده نه تنها یک معضل اجتماعی بلکه یک مشکل سیاسی هم تولید کرده ایم.

واقعا جای گله از حمید عزیز هست برادر تو که عاشق و جانباخته ی ترک هستی چرا کلمه آذری را بی اعتبار می کنی ؟

به قول معروف :

اگر با دیگرانش بود میلی

چرا ظرف مرا بشکست لیلی ؟

حمید عزیز گویی در عالم هپروت زندگی می کند. حتما کلمه ترکتازی را که یادگار حملات و یورش های قبایل ترک به کشور ما بوده است نشنیده یا خود را به کوچه علی چپ زده که هارای هارای من ترکم سرداده تا ابوالفضل را شمر قلمداد کند.

نه فکر کنید این درفشانی ها به همینجا ختم شده. نه، حمید خان زحمت کشیده به لغت نامه ها مراجعه کرده و دیده که همه جا تقریباً زبان آذری را لهجه‌ای از فارسی قدیم که در آذربایجان متداول بوده تعریف کرده اند ولی گویا این تعریف ها به مذاقش خوش نیامده و سرانجام به فرهنگ بزرگ و معروف آکسفورد!؟ مراجعه کرده و کشف کرده که در آن آذری «عضوی از مردم ترک Turkic» تعریف شده است.

خدا پدرت را بیامرزد که ما را از چه راه پرپیچ و خمی گذرانده ای تا مقصود نهایی خود را برملا کنی. بقول مولانا عبید روباهی عربی را بگزید. افسونگر را بیاوردند. پرسید: کدام جانورت گزیده؟ گفت سگی، و شرم کرد بگوید روباهی. چون به افسون خواندن آغاز کرد گفتش چیزی هم از افسون روباه گزیدگی بدان درآمیز!

خوب برادر این را اول بگو و زحمت را کم کن که ناچار نشوی بعدش هم سخنان همشهری آذری خود کسروی را رد کنی که به قول تو چون به حرفش ایمان داشت، بامخالفان خود سازش نمی کرد تا که مطلب را به اینجا برسانی که آذربایجان یک ملتی بوده است که زبانش در زبان فارسی آسیمیله شده! انصافاً زحمات حمیدخان که حتا زبان تاتی از شاخه زبان های فارسی را چون در آذربایجان صحبت میشود، وارده بر زبان ترکی دانسته، قدردانی دارد. این کشف همتراز یافته های ارشمیدس و اقلاً شایسته ی جایزه نوبل است.

حمیدخان به در و دیوار زده، کارهای تحقیقی کسروی را به بهانه پاکدینی وکتابسوزانی رد کرده و آخوند زاده را چون از گذشته باشکوه ایران تجلیل کرده، دراز فرموده، ولی دست آخربرگ آسی بر زمین زده که مسلمان نشنود کافر نبیند. این کشف آخری دیگر معرکه است:

 «تا زمان چامسکی در محافل آکادمیک باور بر این بود کودک که زاده می‌شود مغز کودک همچون آیینه‌ای صاف و شفاف وخالی است و چیزی از مادر با خود ندارد. به این شیوه کهنه باور داشتند که بعد از زاده شدن چون مغز کودک همچون صفحه‌ای نانوشته و شفاف است. برخی از روحانیان و آموزشگران منحط بر آن شدند که مرحله یادگیری را با این نظریه سازمان دهی کنند و خود هر چه بخواهند بر این کودک دیکته کنند و الا آخر. اما چامسکی و همکارانشان با مطالعات در مراکز دانشگاهی و داده‌های علمی اعلام کردند که کودک وقتی زاده می‌شود مغز او به طور بالقوه و ژنتیکی مملو از Vocabulary و انباری از زبان مادری است»

ملاحظه فرمودید. با این نقل قول دیگر نفس حریفان بریده میشود. خودمانیم من در عمر کوتاه خود همه جور حرف عجیب و غریب شنیده بود ولی اینکه همچین چیزی را به بزرگی مثل چامسکی ببندند حیرت انگیر بود و ​دهانم مانند در چمدان باز مانده.

تا آنجا که اینجانب تفحص کرده هدف اصلی چامسکی نقشه برداری از زبانهای غیر اروپایی بوده که در ادبیات غربی توصیف نشده. در حقیقت چامسکی چشم انداز کلی به زبان دارد و می خواهد زیربنای و ساختار مشترک زبان را پیدا کند که به عقیده وی در همه ی زبان ها مشترک است – یک دستور زبان جهانی. اما حمید خان دنبال جعل کردن و جدا کردن زبان می گردد. این دو امر متفاوت است.

برادر من، اگر قرار باشد بچه در شکم مادر زبان مادری را فراگرفته باشد که لابد باید به سبک سید علی به محض زایش حرف بزند و شعار بدهد. اصلاً متوجهی که این حرف مسئلهُ یادگیری زبان مادری را از بن بی معنا میکند؟ زبان را میخواهی از شکم مادر ارثی کنی که بگویی هر آذربایجانی که بعد از زایش فارسی یاد گرفت، مورد ستم واقع شده؟ زبان امر فرهنگی است، نه بیولوژیکی. اسباب یادگیری و استفاده از زبان بیولوژیک است، نه خودش. اصلاً میدانی ته حرفت به کجا میرسد؟ به اینجا که بنی بشر از همان شکم مادر با هم تفاوت ژنتیکی ـ فرهنگی دارند و به این ترتیب کوشش برای جمع آوردن آنها زیر چتر گونه ی واحد زورگویی است. در نهایت داری زبان را به نژاد میبندی و خودت حالیت نیست. این حرف فقط به درد این میخورد که آتش زیر دیگ نژادپرستها بگذارد. تا آنجا که میدانم هیچکدام اینها هم تا به این حد پیش نرفته بود که یک چنین چیزی سر هم کند. حالا که تو گفته ای نظراتت را ببر به آنها عرضه کن بلکه قدرت را بدانند. ما که فقط میخندیم.

به هر حال کینه توز نیستم، خدا شفایت بدهد.

حسن بهگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.