تقدیر از خود

اصلاح طلبان هیچ فرصتی را برای تقدیر از خود از دست نمیدهند. حال شده نوبت سالگرد تعطیل فله ای مطبوعات در جمهوری اسلامی که بیست سالگیش را بهانۀ بزرگداشت خودشان کرده اند.

جریان چه بود؟ بیست سال پیش، خامنه ای تصمیم گرفت بدهد دکان مطبوعات اصلاح طلب را تخته کنند. از آنجا که اصلاح طلبی جنبشی امنیتی ـ مطبوعاتی بود، این کار در حکم بستن زبان و در نهایت فلج کردنش بود. از خاتمی که صدایی درنیامد، مجلسی اسلامی هم که اکثریتش با همین اصلاح طلبان بود، با یک حکم خامنه ای که توسط رئیس مجلس که کروبی باشد، بدان ابلاغ شد، قانون مطبوعاتی را که قرار بود تصویب کند به بوتۀ فراموشی انداخت. کل حکایت تسویۀ حسابی بود بین دو باند حکومتی، همین و بس.

حال بعد از بیست سال، همان روزنامه نگارانی که در خدمت نشریات اصلاح طلب بودند و بعد از جنبش سبز به خارج مهاجرت کردند تا با نظر مثبت دول غربی، رسانه های فارسی زبان دول خارجی را اشغال کنند و مافیایی را به راه بیاندازند که هنوز هم اعضایش از این رسانه به آن رسانه میروند، دائم با هم مصاحبه میکنند و نظر هم را میپرسند و آنقدر اعتماد به نفس دارند که حتی وقتی تظاهرات دی ماه واقع میشود که اصلاح طلبان در آن هیچ نقشی نداشته اند و از این گذشته، شعار های شاخصش علیه همین اصلاح طلبان بوده، باز از خودی ها دعوت میکنند تا تحلیل خود را از جریان ارائه دهند! نشسته اند دور هم و برای تعطیل فله ای جشن تولد میگیرند. در کجا؟ البته در بی بی سی که خانۀ امید آنهاست.

از دورۀ بروبروی خودشان به عنوان درخشان ترین بخش تاریخ مطبوعات ایران یاد میکنند! انگار نه مشروطیتی بوده، نه سالهای هزار و سیصد و بیست و نه نهضت ملی که دوران درخشان آزادی بیان در ایران بود. میگویند خیلی آزادی بوده، چون باند خودشان فرصت حرف زدن و نشریه منتشر کردن داشته ـ همین و بس. برای اینها تاریخ ایران با جمهوری اسلامی شروع شده و نه سواد نگاه کردن به عقبتر را دارند و نه توان انداختن نگاهی انتقادی به این دوران را، چون ناچار خواهند شد از گذشتۀ خودشان هم انتقاد کنند.

این امر که آزادی وقتی هست که همه در آن شریک باشند وگرنه امتیازی است ارزانی یک عده، اصلاً برایشان مفهوم نیست تا بخواهند بدان بپردازند. از این هم که در خارج، همان الگوی انحصارطلبی اسلامی را به نفع خودشان پیاده کرده اند که اصلاً بحثی در میان نیست. میدان سیاست ایران چیزیست که بین خودشان و اصولگرایان تقسیم شده، حال مختصری هم به سلطنت طلبان میرسد که نظر کردۀ اربابان خارجی هستند. طوری رفتار میکنند که انگار دنیای سیاست ایران محدود به همینهاست.

شریعتمداری کیهان را به اصرار بازجو میخوانند، ولی از سوابق همپالکی خودشان که نه تنها رسماً بازجو بوده، بلکه دست ننه اش را هم در این کار بند کرده، اصلاً حرفی نمیزنند. دیگری را که از اصل پاسدار بوده جز به اعتصاب غذایش معرفی نمیکنند و… خلاصه یک آلبوم عکس از قهرمانان آزادی مطبوعات درست کرده اند که خودشان باشند و اگر از نزدیک نگاه کنید، سابقه شان با جناح مقابلی که اینها را بیرون کرده، تفاوت عمده ای ندارد. تنها فرقشان با بقیه این است که به نومحافظه کاران هم خدمات میدهند.

در طول تاریخ معاصر ایران، بسیاری روزنامه نگاران پا به میدان سیاست گذاشته اند. ولی این اولین بار است که گروهی روزنامه نگار، عملاً بیشترین بخش فضای سیاسی را اشغال کرده و جایی را که به سیاستگران میرسد، با وقاحت تمام و بدون قبول اولین و پایه ای ترین بخش کار سیاسی که جوابگویی در مقابل مردم است، از آن خود کرده. برای اینها روزنامه نگاری سپری است تا از زیر بار هر مسئولیتی شانه خالی کنند، حتی مسئولیت روزنامه نگاری!

رامین کامران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.