دو نفر و نیم، تشت نوزان دموکراسی خواه برانداز! مصدق وسیله نیست هدف است

جمله ی معروف ماکیاول را عموما آگاهان و کنشگران سیاسی به خوبی شنیده و خوانده اند. جمله ای که به تعبیری باید گفت مانیفیست ماکیاول در دنیای سیاست است. هدف وسیله را توجیه می کند ….
در خصوص شخصیت پریشان و باری به هر جهت آقای حشمت الله طبرزدی صدها مطلب نوشته شده و نشر یافته و دهها گفتمان رسانه ای در این خصوص انجام شده است و هر چه بگوییم به گونه ای پر گویی و تکرار مکررات است.
اما این روزها یک نکته برای کنشگران سیاسی در نحله نیروهای ملی و مصدقی به هیچ عنوان پذیرفته نیست.
اینکه جناب طبرزدی خواب نما شده اند که یک شبه می خواهند در قامت یک نیروی ملی گرا در جرگه ی نیروهای مصدقی خود را تعریف کنند نیز به مانند دیگر رفتارهای وی حکایت غریبی است از یک بازی سیاسی کمدیک و البته تهوع آور که در کمتر کسی جز شخصیت ایشان می تواند یافت شود.
سالها شعار دادن و پرخاش و چماقداری و بازیچه ی سیاسی بودن شوربختانه شرایطی را فراهم آورده که این جناب به باور من این روزها عملا اساسی به جاده خاکی زده اند. از همراهی با روح الله زم و گروه های تروریستی و تجزیه طلب گرفته تا تلاش برای بدست آوردن دل آقای رضا پهلوی که شکست آخر ایشان در این زمینه گویا بدجوری وی را دچار سرخوردگی و نا امیدی کرده که دست به یک انتحار دیگر زده است .تا این بار بخواهد یک بار دیگر شانس خود را برای دیده شدن و جدی گرفتن در اتمسفر سیاسی ایران بیازماید.
بعد از اعلام موجودیت جبهه ملی ششم وی تلاش بسیار کرد تا وارد جبهه ملی ششم شده که خوشبختانه با هوشمندی اعضای شورای مرکزی این تلاش وی ناکام ماند . تا اینکه دیشب به ناگاه ایشان بیانیه ی فراخوانی جهت ۱۴ اسپند و حضور در آرامگاه مصدق را منتشر می کند تحت نام جریانی به نام همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر.
در خصوص ماجرای جریان همبستگی و چگونگی تشکیل آن پیش از این نوشتاری مفصل داشتم و اینکه این جریان شوربختانه در شرایطی که می توانست یک حرکت رو به جلو باشد توسط آقای طبرزدی به بیراهه کشانیده شده و عملا ربوده شد و در شرایط کنونی نیز باید بگویم که عملا هیچ یک از عناصر و کنشگران سیاسی سر شناس و ملی در این جریان حضور ندارند و همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در انحصار خانوادگی جناب طبرزدی قرار گرفته همانگونه که نام دهان پر کن و درشت کمیته … دانشجویی نیز صرفا در شخص ایشان و خانواده اش تعریف و خلاصه می شود. اینکه هر از چند گاهی بیانیه ای با این امضا دبیرکل و این عناوین دلخوش کنک منتشر می شود را طبعا نیروهای سیاسی و مبارز آگاه چندان جدی نخواهند گرفت و این بازی های نمایشی صرفا برای ناآگاهان وعوام است.
اما چرا طبرزدی در این هنگام دست به چنین اقدامی زد؟
چرایی این مهم بسیار روشن است و شاید نیاز چندانی به پرداختن نباشد. اما یک واقعیت اساسی این است که ایشان فردی به شدت اپورتونیست است که سالهاست تلاش کرده تا از هر روزنه و ابزاری برای پیش برد اهداف خاص خویش بهره ببرد. اگر در خوش بینانه ترین حالت نگوییم که وی یک مهره امنیتی است که تابع پروژه های تعریف شده دست به چنین اقداماتی جهت اعتماد سوزی و ایجاد چند دستگی بین نیروهای سیاسی می زند باید گفت که شخصی است که به پشتوانه ی چند سال زندان (البته در این خصوص نیز ابهام فراوان است) خود را در جایگاه یک لیدر و رهبری سیاسی تعریف کرده و امر بر او مشتبهه شده که عنقریب با فراخوان های وی سیلی از هواداران و دوستدرانش به خیابان ها خواهند ریخت. یعنی آن توهم بیمارگونه ی که در تتلو وجود دارد در این شخص نیز به گونه ای سیاسی دیده می شود.
که باید گفت جناب آقای طبرزدی نقش تتلوی جامعه ی سیاسی ایران را دارد که بسان حاتم طایی برای دیده شدن در چاه زمزم آن کار دیگر کرد.
وی دارای یک شخصیت پارادوکسیکال است که در خوش بینانه ترین حالت نیازمند مراجعه به یک روانکاو و روان درمانی می باشد و همانگونه که بیان داشتم در خوشبینانه ترین حالت اگر مهره سرویس های امنیتی رژیم نباشد فردی است که رژیم نیز از شرایط روانی و جایگاه صفر سیاسی او به خوبی آگاه است که با همه ی فحاشی ها و رادیکال بازی هایش هیچ برخوردی با او نمی کند. چون اگر یک هزارم سخنان او را هر یک از ما نیروهای سیاسی بزنیم دهها پرونده روی میز قضات دادگاه های انقلاب کل کشور خواهیم داشت.
شوربختانه استفاده ابزاری از خوش نامی مصدق سالهاست باب شده است، همانگونه که فرقه ضد میهنی و ترویست مجاهدین خلق نیز به خودش این اجازه را می دهد که از مصدق و عکس او برای پیش برد اهداف خود و فریب افکار عمومی بهره گیرد.
جناب طبرزدی دم خروس شما سالهاست از زیر عبا بیرون زده است، مقوله همراهی و همگامی شما با تجزیه طلبان و عناصر ضد میهنی چیزی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت و پنهان شدن شما پشت عکس مصدق درخانه ی بانو نسرین ستوده را باور کرد. از دید ما شما در نهایت تاسف بخشی از تاریخ سیاسی ایران هستید که به جای خرد ورزی در سنین میانسالی در حال تشت نوازی در میانه اجرای یک گروه ارکستر هستی تا بتوانی توجه افکار عمومی را به خود جلب کنی.

اشکان رضوی
۱۲ اسپند ۱۳۹۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.