بازگشت به آمریکای لاتین

در فرهنگ سیاسی دوران آریامهری، آمریکای لاتین مکانی خاص داشت. مرجعی بود برای تحلیل موقعیت سیاسی، نقطه ای عاطفی برای یافتن همدردانی در جهان دوران جنگ سرد و در نهایت اسبابی ساده و کارآمد برای دور زدن سانسور. کتابها و مقالات بسیاری راجع به کشور های مختلف این خطه نگاشته و ترجمه میشد که در حقیقت از ایران آن روزگار سخن میگفت. هم نویسنده و هم مترجم و هم خواننده این را می دانستند. نوعی رمزبندی بسیار ساده که همه بر آن آگاه بودند و از آن استفاده میکردند. ساواک هم تا وقتی که صریحاً سخنی از ایران در میان نمیامد، به این کار ها کاری نداشت.
سناریوی حذف کردن لیبرال های مستقل و دادن جایشان به نظامیان خدمتگزار آمریکا، که در ایران با کودتای بیست و هشت مرداد انجام گرفت و در نهایت با کشتن امید اصلاحات، مخالفان را به سوی نبرد چریکی سوق داد و راه دسترسی به دمکراسی را مسدود ساخت، در تمامی آمریکای لاتین مکرر شده بود. مصیبت یکی بود، درک موقعیت دیگری آسان و راه همبستگی گشوده.
این داستان، با انقلاب اسلامی که نوع استبداد را در ایران عوض نمود و با وارد کردن عنصر اسلام، بیشتر خاورمیانه ایش کرد، ختم شد. هرچند، گاه میشد رد وجه عاطفی این رابطهُ قدیم را در اینجا و آنجا دید.
با وقایع اخیر ونزوئلا، شاهد نوعی بازگشت این خاطرات قدیمی هستیم: موضعگیری بر سر وقایع این کشور آمریکای لاتین، ترسیم کنندهُ خط فاصلی بین مخالفان نظام اسلامی، شده است. خط مرزی موافقت و مخالفت با کودتای سرد آمریکا، از بین ایرانیانی رد میشود که موافق و مخالف دخالت آمریکا در ایران هستند. تنها تفاوت با دوران قبلی در این است که این دفعه، هر دو طرف دعوای این کشور دوردست در ایران طرفدار پیدا کرده اند ـ قبلاً، دست نشاندگان آمریکا از قبیل تروخیلو و پینوشه و… در ایران هواداری نداشتند، ولی امروز پیدا کرده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.