دکتر مصدق متفاوت با دیگر نخست وزیران ایران بود

نخست وزیر ما در مورد مردم سخت مأخوذ به حیا بود. نه چون ماکیاول بود که تمام اندرون سیاست را بر ملا کند و نه لاابالی که به اصول آن سرسپرد، بلکه سیاست مداری بی نهایت شریف بود که سعی وافری داشت از کسی بد نگوید، حتی از دشمنانش چه رسد به مردم که تنها برای آنها زندگی می کرد. روی این عقیده و ایمان بود که «هر چه فحش شنیدم و یا در جرائد بی مسلک مزدورخواندم، پر کاهی بر من اثر ننمود. و هر وقت به یاد پندی می آمدم که از مادرم شنیدم و آن پند این بود که “وزن اشخاص در جامعه به قدر شدائدی است که آنها در راه مردم تحمل می کنند” برای مبارزه بیشتر حریص می شدم و خود را بهتر مجهز می کردم.» و «من این نهضت را تا زنده ام ادامه می دهم و از راه منحرف نخواهم شد.»
«…امروز مبارزه بزرگی را ملت ایران شروع کرده است که هیچ کس بابت آن غافل نیست، البته این گونه جنبش های اجتماعی باید در مقابل هر گونه محرومیت، ایستادگی و در برابر آن آماده باشند و هیچ مبارزه ای هر قدر کوچک و ناچیز باشد به آسانی به نتیجه نمی رسد. تا رنج نبریم گنج میسر نمی شود و در این راه، سعی ناکرده به جایی نتوان رسید.» این سخن چقدر با سخن مسئولین دیگر و برنامه های نخست وزیران دیگر فرق می کند که می خواستند با پول نفت مردم را اغفال کنند. یا اینکه با اشاره به فلان ثروت و معدن نوید جنت عدن و بهشت آینده روی زمین را به ارمغان آورند، و مملکت را چنان آباد کنندکه همه دنیا به به حسرت و حسادت بنشینند. مخبرالسلطنه، امینی، زاهدی، فروغی، سهیلی، میرزا حسن خان سپهسالار، هویدا، قبلی ها بعدی ها، همه در این جناح قرار دارند. هیچ وقت مردم را به عمق مطلب واقف نکردند و از مردم کار سخت نخواستند و فعالیت اجتماعی- اقتصادی جدی از آنها مطالبه نکردند، بلکه در عمل و سربسته به مردم فهماندند که شما ساکت باشید ما با «پول نفت، تکنولوژی غرب و انتقال آن و کارشناس و متخصص غربی و کمک فنی آنها» به سر منزل مقصود می رسانیم و به تمدنی عظیم خواهیم رسید.
جامعه شناسی نخبه کشی قائم مقام/امیرکبیر/مصدق- علی رضا قلی- ص ۲۱۳-۲۱۴

تهیه و تنظیم: کیوان ایراندوست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.