بنی‌صدر: وقتی رابطه با خارج، محور فعالیت مثلث زورپرست می‌شود

در وضعیت کنونی ایران و دیگر کشورهای منطقه، هرکسی باید این پرسش را از خود بکند: آیا وضعیت ایران از جمله حاصل این واقعیت نیست که سه رأس مثلث زورپرست (رژیم ولایت مطلقه فقیه، سلطنت طلب‌های وابسته، و گروه رجوی) از راه وابستگی به قدرتهای خارجی، ایران را گرفتار این وضعیت کرده‌اند؟ این پرسش، پرسش مهم‌تری را پیش روی مردم ایران قرار می‌دهد: آیا کار‌پذیری مردم ایران و نقش «مرده در دست غسال» به خود دادن، سبب نشده است که مثلث زورپرست آنها را در این مدار بسته، زندانی و گرفتار فقر و خشونت روز افزون کنند؟
این دو پرسش، پرسش سومی را پیشاروی عقلهای ایرانیان قرار می‌دهد: تا وقتی تغییر از پایین یعنی توسط خود مردم انجام نگیرد، باتوجه به عدم امکان جانشین کردن یکی از دو رأس دیگر مثلث زورپرست، آیا راهکار دیگری جز به روز سیاه نشاندن مردم ایران با تشدید تحریمهای اقتصادی و یا جنگ وجود دارد؟ هرگاه تحریمها، جنگی هم ببار آورند، از ایران چه می‌ماند؟

ترامپ و حکومتش در موقعیتی نیست که به ایران حمله نظامی کند. بنابراین، راهکاری که می‌ماند، مسلح کردن گروه‌های خائن به کشور، بعنوان مبارزه با استبداد ولایت مطلقه فقیه است. این کاری است که با کمک عربستان و اسرائیل انجام می‌گیرد و از اسباب بقای رﮊیم است. راه دیگر، دادن پولهای هنگفت برای شعار دادن و شعار نویسی بسود وابسته‌ها است، این کار هم از پیروزی انقلاب بدین‌سو، انجام می‌گیرد و وسیله توجیه سرکوب خونین مردم ایران است.

تأمل در این واقعیت‌ها به هر صاحب عقلی معلوم می‌کند که دو رأس زورپرست وابسته که یکی به خود لقب «اپوزیسیون دموکرات» داده و از کشورهای غرب می‌خواهد «پولهای ایران» را در اختیار این اپوزیسیون قرار دهد و از امریکا و انگلستان می‌خواهد دستگاههای فرستنده خود را در اختیارش بگذارند (اگر می‌دانست دموکراسی چیست و دموکرات کیست، قدرتمداری و دست نشاندگی خود را این‌سان، لو نمی‌داد) و دیگری (گروه رجوی) که در کار جلوه‌گری است تا حکومت ترامپ ترجیهش دهد، جز بکار تثبیت رﮊیم ولایت مطلقه فقیه (=رأس سوم مثلث زورپرست) نمی‌آیند.

بدین‌قرار، رویه حکومت ترامپ در قبال ایران و منطقه، این واقعیت را بیش از هر زمانی، آشکارا در معرض دید مردم ایران قرار داده است: جانشینی هیچ‌یک از دو رأس مثلث زورپرست، ممکن نیست. حتی اگر هم تحریم اقتصادی، حمله نظامی به ایران را در پی آورد، باز این‌کار شدنی نیست. کارِ شدنی، تغییر کردن و تغییر دادن است و اگر مردم ایران در این‌کار شوند، هیچ قدرت خارجی، توانایی پاسداری از رﮊیم را نمی‌یابد و چون تحول از درون و توسط خود مردم است، بدنه نیروهای مسلح هم فرصت می‌یابند از ایفای نقش آلت سرکوب برهند و به مردم بپیوندند و تغییر در صلح و آشتی ملی را ممکن سازند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.