بقای خامنه ای بقای حکومت را در مشارکت عمومی نمیبیند

انتخابات مجلس شورا در جمعه گذشته برگزار شد و مجلس به دست حامیان رهبر نظام حاکم بر ایران افتاد. تیغ نظارت استصوابی شورای نگهبان نه تنها اصلاح طلبان بلکه، بسیاری از اصولگرایان گوش به فرمان رهبر نظام را هم رد صلاحیت کرد. این حجم رد صلاحیت ها بی شک بخش قابل توجهی از جامعه را نه تنها از حق انتخاب شدن بلکه، از حق انتخاب کردن نیز محروم داشته است. رأس هرم قدرت بی شک به این امر واقف است که رد صلاحیت های گسترده مشارکت عمومی را تقلیل داده و از مشروعیت نظام حاکم بیش از پیش خواهد کاهید. اما چرا ساختار قدرت مطلقه احتیاجی حتی زینتی هم برای مشارکت جامعه در انتخابات ندیده است؟

*رأس قدرت آنالیز دقیقی از فضای اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور دارد. بی شک قدرت حاکمه علم به این واقعیت دارد که اکثریت جامعه به علل گوناگون مشروعیتی برایش قائل نیستند اما با فشار روزمره بیست سال اخیر بر روی نیروهای سیاسی داخل کشور که با عنوان سازمانهای سیاسی اپوزوسیون مانند نهضت آزادی، ملی مذهبی ها و احزاب اصلاح طلب موفق شده است تا حدود زیادی بافت تشکیلاتی این جریانات را از گسیخته کرده و امکان تحرک را از آنها سلب نماید. این شیوه برخورد را با سندیکاها کارگری و کانون وکلا نیز اعمال نمودند. نتیجه آنکه جامعه سیاسی و مدنی در ایران بسیار تضعیف یا بهتر بگوییم ژله ای شده است و از نگاه حاکمیت این جریان ها توان بسیج عمومی جامعه برای مطالبات سیاسی و اجتماعی را از دست داده اند.

*با فشارهای شدید حاکمیت که پس از انتخابات سال هشتاد و هشت و سرکوب اعتراضات خیابانی مردم بود بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی تأثیرگذار از کشور خارج شدند. بسیاری از این نیروها در خارج از کشور به دلایلی نتوانستند رابطه خود را آن چنان که باید با جامعه داخل ایران تنظیم نمایند و در نتیجه بخشی از توان نیروهای سیاسی و مدنی مضمحل شده و در نتیجه همان گونه که سابق هم گفته شد جامعه مدنی در ایران تضعیف و بی رمق تر گشت.

*حجم زیادی از مخالفان رژیم در خارج از جغرافیای ایران یعنی در اروپا و امریکا مستقر میباشند اما این حجم گسترده نه تنها نتوانسته اند رابطه خود را بنا بر واقعیت های جامعه ایرانی درون ایران تنظیم نمایند بلکه، بیش از پیش درگیر منازعات درون خود میباشند. فی المثل جریان های سلطنت طلب همیشه با جریان های ملی مذهبی و اصلاح طلبان و مجاهدین و بنی صدری ها خصومت دارند. حلقه حامیان بنی صدر موسوم به حلقه انقلاب اسلامی در هجرت با حامیان بختیار در نزاع  بسر میبرند. جریانات ملی نزاع شدیدی با تجزیه طلبان را در پیش گرفته اند. اینکه کدام جریان حق است و کدام ناحق برکنار بماند. مسئله این است که نزاع مخالفان رژیم در خارج بسیار شدیدتر و عمیق تر از نزاع آنها با حاکمیت است.

در نتیجه رأس قدرت در ایران عالم به این مسئله میباشد که خارج نشینان با نزاع های درونی موقعیت تجمیع توان و نیروهای خود علیه نظام حاکم بر ایران را ندارند.

البته او سال ها قبل سخنرانی خود در سال هزار و سیصد و هفتاد و سه روشنفکران و هنرمندان و مخالفان داخل و خارج را مورد آنالیز قرار داده و در موردشان گفته بود:

«ناگفته نماند که این تشکّل، در داخل کشور، خیلی بهتر از خارج کشور حرکت میکند. چون در خارج کشور، به همان مقدار که عناصر جبهه‌ی مذکور آزادی و امکانات و قهوه‌خانه رفتن و کافه‌ نشینی و شبگردی دارند، به همان مقدار هم از کارشان باز میمانند. وقتی شبها تا ساعت سه بامداد نشستند و نوشیدند و عربده کشیدند، روزها نمیتوانند سرِ وقت، مثلاً در فلان جلسه حاضر شوند. اما این‌جا که این خبرها نیست، شبها زودتر میخوابند تا روزها به کاروبارشان برسند. پس، این‌جا به همین نسبت، وضعش بهتر از خارج است»

دقیق مشخص است که رأس قدرت از خروج نیروهای داخل کشور به سمت خارج از مرزها خوشنود بوده و سیاست فشار بر این فعالان را در پیش گرفته است تا منتج به خروجشان از کشور شود.

*رهبر نظام حاکم بر ایران جنگ را در خاورمیانه تا کنون برده و موفق به حفظ رژیم بشار اسد در سوریه شده است. نیروهای موسوم به مدافعان حرم ، اعم از ایرانی و غیر ایرانی با فراخوان رهبری نظام حاکم راهی جنگ سوریه شدند. تعداد کشته شدگان ایرانی مدافعان حرم که رژیم ایران به حق یا نا حق آنها را شهید مینامد طبقه جدیدی از خانواده های شهدا در ایران را شکل داده اند و بی شک بسیاری از این خانواده ها در هنگامه خطر به کمک نظام حاکم برای بقایش خواهند آمد. همچنین این نیروها و نیروهای شبهه نظامی خارجی وابسته به خامنه ای این ذهنیت را در رهبری و بدنه اصلی حاکمیت ایجاد نموده است که با پشتوانه نیروهای جان فدا در ایران و منطقه، در فقدان مشروعیت اجتماعی و سیاسی توان بقا خواهند داشت.

فقیه دیکتاتور ایران در نماز جمعه بیست و هفتم دی ماه نود و هشت در این باره گفت:

«آن فریب ‌خوردگانی که یک روزی فریاد زدند نه غزّه، نه لبنان، آنها نه فقط جانشان را فدای ایران نکردند، حتّی حاضر نشدند راحتی خودشان و منافع خودشان را هم در راه کشور فدا کنند؛ آن کسانی که جانش را فدای ایران کردند باز همین شهید سلیمانی‌ها بودند؛ اینها بودند که در زمانی که نیاز به دفاع از کشور بود، جان خودشان را کف دست گرفتند و به میدان جنگ رفتند از کشور دفاع کردند، از ایران دفاع کردند؛ اینها هستند که میتوانند ادّعا بکنند که دفاع میکنند از امنیّت کشور، از امنیّت ملّت» آری او به همه دنیا و مخالفان خود اعلام کرد که به آرای مردم و حمایت اکثریت جامعه بی توجه است و در عوض بنای بقای حکومت خود را بر اقلیت وابسته جان فدا استوار نموده است. از این زاویه است که دیکتاتور احتیاج به مشارکت عمومی و مشروعیت مردمی را احساس نمی نماید.    

“سارا سمیعی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.