پوپولیسم نواصولگرایان با محوریت قالیباف در مجلس

پیش بینی شکست نواصولگرایان با محوریت قالیباف

در روزهای اخیر بعد از تایید صلاحیت های اولیه شورای نگهبان در فضای مجازی لیستی از نامزدهای اصولگرا منتشر شده که گفته می شود این لیست احتمالا لیست نهایی این حزب برای انتخابات مجلس یازدهم خواهد بود. در میان اسامی این لیست نام اشخاصی دیده می شود که به جریان نواصولگرا در بین اصولگرایان شناخته می شوند. این گروه که عمدتا چهره های جوان و مدرن تر نسبت به اصولگرایان سنتی هستند که در سال ۹۶ بعد انتخابات ریاست جمهوری و پس از چندین شکست پی در پی اصولگرایان در انتخاب های پیش از آن، به این نتیجه رسیدند که برای نتیجه گرفتن در فضای سیاسی کنونی باید تغییر ساختاری و استراتژیکی در بدنه اصولگرایی ایجاد کنند تا روند شکست های پیشین خود را جبران کنند. از این رو در تیر ماه  سال ۹۶ جبهه ای با نام نواصولگرایان به رهبری محمدباقر قالیباف، شهردار سابق تهران شکل گرفت که تا به پیکره نحیف اصولگرایان هویت تازه ای ببخشد و در پی اعاده حیثیت اصولگرایان برخیزد. حال نواصولگرایان در اولین آزمون سیاسی خود گام بلندی در جهت کسب کرسی های مجلس برداشته اند در همین راستا در سرلیست این گروه محمدباقر قالیباف که بعد از چند شکست متوالی در انتخابات ریاست جمهوری دوباره  تلاش می کند تا اینبار شانس خود را در انتخابات مجلس امتحان کند و در نمای کلی تر در قامت ریاست این نهاد تصمیم‌گیر و پرنفوذ در کشور ظاهر شود.

اما به باور نگارنده این قلم آنچه قالیباف در پی رسیدن آن است به سرانجام چندانی نخواهد رسید و این مهم برای ایشان گام و هدف دست نیافتنی است. در تشریح این موضوع دلایل گوناگونی را می توان ذکر کرد.

پاشنه آشیل قالیباف که در انتخابات گذشته باعث کنارگیری او شد همانا پرونده فساد مالی بود که با وجود مطرح شدن آن در قوه قضائیه و شورای نگهبان هنوز بلاتکلیف مانده است. پرونده ای که در آن قالیباف محکوم به فروش و توزیع زمین های شهری به کمتر از نیمی از ارزش واقعی آن و همچنین اعطای امتیازهای ویژه به برخی از نزدیکان و هم حزبی های خود بوده است. این موضوع را نخستین بار سایت معماری نیوز به مدیر مسئولی یاشار سلطانی افشا کرد که بلافاصله هم بازداشت و بعد مدتی هم آزاد شد. اما روز گذشته سلطانی در توئیتی نوشت؛ «دلیل احضار امروزم در دادسرا شکایت ‫قالیباف از من بود. هدفش ساکت کردنم درانتخابات است. پرونده تخلفاتش در اختیار ‫ شورای نگهبان است و ‫حق مردم است که درجریان آنها قرار بگیرند.‏ اگر کسی در دستگاههای نظارتی جرات پرسش از قالیباف را ندارد، من در  ‫دادگاه افکار عمومی از اوخواهم پرسید».

 از سوی دیگر قالیباف در عرصه مدیریتی ۱۲ سال شهردار تهران بود که یکی از طولانی ترین دوره های مدیریت شهری در کشور است. در طول مدیریت ایشان شاهد هرج ومرج شهری، ساخت و بهره برداری از پروژه های ناقص و پرهزینه از جمله اتوبان صدر و امام علی، فروش تراکم و تخریب و نابودی باغات شمال شهر و نهایتا انباش بدهی کلان ۶۹ هزار میلیارد تومانی برای شهر تهران بوده است. از این رو در عرصه مدیرتی ایشان کارنامه چندان قابل اتکایی ندارد.

رویکرد کلی و عمومی قالیباف در عرصه سیاست عوامگرایی است که در اثبات این مهم فکت های بسیاری از جمله پروژه ویژه خواران ۴ درصدی و اقلیت ۹۶ درصدی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری به کارگرفت، در تایید این نکته است. قالیباف حتی در عرصه مدیریت شهری هم اکثرا اقداماتی را انجام می داد که بار رسانه ای و ابعاد تبلیغاتی داشته باشد تا نشان دهد در خدمت عموم جامعه بخصوص قشر ضعیف جامعه است. اما  در نهایت این عوامگرایی و پوپولیسم در چشم عموم جامعه چندان خریدار نداشت، چرا که قالیباف نه کاریزمایی سیاسی دارد و نه کارنامه ای که بتوان با اتکا با آن این حربه را پیش ببرد. البته مردم نیز با تجربه سال ها پیش احمدی نژاد دیگر فریب اینگونه عوامگرایی را نخواهد خورد.

محمد باقر قالیباف در سه دوره رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری شرکت داشت که سرانجام همه این رقابت های سیاسی چیزی جز شکست نبوده و گویا این همان دلیل اصلی است که قالیباف را مجاب کرده تا شانس خود را در انتخابات مجلس این بار امتحان کند. چرا که قالیباف چندان در عرصه کشوری مورد توجه مردم واقع نشد حال می خواهد با شرکت در انتخابات مجلس، آینده سیاسی خود را اینگونه حفظ کند. خلاصه کلام اینکه نواصولگرایان با محوریت قالیباف در پی رویکردی هستند که نهایتا جریان اصولگرایی را از درون بی محتوا و از بیرون آشوب زده خواهد کرد. با این توصیف در آینده راهی نخواهد بود جز اینکه اصولگرایان کلا مسیر خود را از نواصولگرایان جدا کنند یا کامل حذف شوند، چراکه نواصولگرایی با رهبری شخصیت هایی همچون قالیباف نه آن کاریزمایی سیاسی لازم را دارند که در بین مردم پایگاه اجتماعی داشته باشند و نه تئوری و هدف گذاری بلند مدت که بر اساس آن مردم را مجذوب خط فکری خودشان کنند. در خط فکری نواصولگرایان تنها می توان وجود پوپولیسم را مشاهده کرد که عمر سیاسی پوپولیسم ها هم بسیار کوتاه و گذراست.

محمد معین

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.