“من و تو؛ بی بی سی خلق آمده کجایی”

” بهشتی ، رجایی خلق آمده کجایی؟؟؟”
این شعاری بود که جمعیت خودجوش میلیونی در ۳۰ خرداد سال شصت در اعتراض به کودتای مجلس مبنی بر عزل رئیس جمهور :سید ابوالحسن بنی صدر” سر می دادند. در اعتراضات گسترده خرداد ماه سال ۸۸ هم جمعیت شعار می دادند: “دروغگو دروغگو ۶۳ درصدت کو”
به هر روی جناح های مخالف رژیم همیشه به یک تئوری دست آویخته ک گفته ایم: ولایت با جمهور مردم است ، مردم میفهمند ، دموکراسی مقدس است و البته مرحوم “پدر طالقانی” در این راه گوی سبقت را از همه ما ربوده و گفته بود: سبیل مردم سبیل خداست؛ مردم باید حاکم باشند و ولا غیر.


بی شک پدر برای دموکراسی حریم مقدسی قائل بود؛ خلاف آنچه که زنده یاد “شریعتی” دموکراسی راس ها میخواند.
اما اکنون مردم ایران در بسیاری شهرهای ایران برای بدرقه جسد بی جان مرحوم “قاسم سلیمانی” به خیابان ها آمده اند. تصاوید این بدرقه از سوی رسانه های غربی با بهت مواجه شده است. اما سئوال اساسی این است که جمعیت های میلیونی امروز در سراسر کشور و اجماعشان در حمایت از قاسم سلیمانی صادق است یا باطل؟؟؟


آیا اجماع مردم بدرقه کننده نشان دهنده حقانیت قاسم سلیمانی بوده است یا میتوان با این اجماع عمومی همچنان رای به ناحق دادنش داد؟؟؟
مسئله اصل دموکراسی و نظر و خواست و داوری و اجماع جمع است. آیا هر آنچه اکثریت یا حتی مطلق جامعه بدان رای دادند سبقه حقانی دارد یا لزوما نتیجه اجماع جامعه و به عبارتی نتیجه دموکراسی رابطه ای با حق و باطل ندارد. در قرآن مجید هم آیات چالش بر انگیزی رویاروی مسلمانان قرار گرفته است که میتواند بالاخص تفکران روشنفکران دینی و بالاخص تفکر مرحوم پدر طالقانی را با چالش های مبنایی مواجه نماید. در قرآن مجید انبیا و صلحا نماد حقانیت میباشند اما در بسیاری از آیات قرآن به وضوح آمده است که تین انبیا و صلحا با اجماع و نظر جمع به غیر حق به قتل رسیده اند. مثلا آیه ۱۱۲ سوره مبارکه آل عمران پیرامون قتل انبیا به دست و اجماع قوم بنی اسرائیل میگوید:
“ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ أَیْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ الْأَنْبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذَلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ”
” هر کجا یافته شوند به خوارى دچار شده‏ اند مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم روندو به خشمى از خدا گرفتار آمدند و بینوایى بر آنان زده شد این بدان سبب بود که به آیات خدا کفر مى ‏ورزیدند و پیامبران را بناحق مى ‏کشتند و نیز این عقوبت به سزاى آن بود که نافرمانى کردند و از اندازه درمى‏ گذرانیدند”
آیا لزوما اجماع و خواست عمومی و اجرای آن نتیجه اش سازگار با حق است؟؟؟ اگر خیر پس نمی باید مانند پدر طالقانی و برخی دیگر دموکراسی را امری مقدس تلقی نموده و آن را لزوما سبیل الله بنامیم. در این صورت دموکراسی امری عادی فقط در حد یک قاعده بازی میماند و منتقدانش انگ ارتجاع و مرتجع نخواهند خورد.


اما دیگر مسئله اینکه اگر دموکراسی و خواست و نظر مردم یعنی اجماع عموم حق است پس همیشه میباید حق باشد نه زمانی که نتیجه آن مطابق امیال حامیان دموکراسی بوده باشد. اکنون اجماع عمومی در ایران بر خلاف بیش از یک دهه تبلیغات رسانه های مجازی و ماهواره ها و کارشناسان سیاسی اپوزوسیون مبنی بر تروریست و کودک کش بودن قاسم سلیمانی، او را سردار مبارزه با تروریسم داعش و قهرمان می داند. حال باید به این اپوزوسیون گفت:
“من و تو؛ بی بی سی خلق آمده کجایی؟؟؟”
دموکراسی خواهان که دموکراسی و اجماع اکثریت را امری مقدس میشمرند اکنون باید پاسخ بگویندکه آیا:
همان گونه که اجماع عمومی میگوید سلیمانی بر حق بوده و تروریست و کودک کش نبوده؟؟؟
یا
اگر کودک کش بوده و بر باطل پس اجماع عمومی اکثریت یعنی تقدس دموکراسی باطل است.

مازیار شکوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.