تراکتور؛ زنوزی و کشیده ایی محکم که از خواب حماقت خواهد پرید!


گزارشگر رسانه میلی استان آذربایجان شرقی هیچ تقصیری در ارائه این هجم عظیم از خزعبلات و توهمات در طول بازی استقلال و تراکتور سازی نداشت،بلکه او تنها یک عروسک نخی در این تئاتر مضحک بیش نیست !؟
آری جرقه نابودی تیم محبوب و باریشه ایی که روزگاری با همت کارگران زحمتکش بزرگترین کارخانه ادوات کشاورزی شمال غرب ایران تاسیس شد زده شد که سپاه منفور رژیم حاکم ایران کنترل این مجموعه را بدست گرفت ،با سیاست های نابودگر این گروه مافیایی استعدادهای استان جای رشد و نمو در تیم سرزمین مادری زیر سایه بازیکن سرباز یا نابود شدند یا به باشگاههای دیگر کوچ کردند.

دیگر ماموریت انجام شد بود مانند طرح های عمرانی افتضاح شان پل ها و سدهای فروریخته که با هزینه های چند هزارمیلیاردی به وسیله مهندسان بی سواد دانشگاههای خود تاسیس و مدارک جعلی این فجایع را به بار آورده بودند تیم را به یک مفسد اقتصادی همانند ،زنجانی،هدایتی و انصاری تحویل دادند.البته تفاوت بزرگ زنوزی مطلق برای حاکمیت و آن هایی که چشم شان را بروی شکرخوری های این بدهکار بانکی و مفسد اقتصادی که این روزها با پول های مردم ایران برای اربابان خود و هوادار بی هویت خوش رقصی می کند هنوز چوب خط اش پر نشده است وگرنه مانند حاج حسین ها،برادر بابک زنجانی ها زمان اش فرا رسد همان هایی که امروز پرچم های بیگانه،دشنام های نژادی و قومیتی ،شعارهای تجزیه طلبانه را در ورزشگاه تبریز نمی بینند و نه می شنوند .مانند یک آشغال او را به کناری پرت خواهند کرد!؟

از ارکان فاسد فدراسیون که توقع نباید داشت با این هجم از بی شرمی مقابله کنند! دلیل آن کاملا واضح و مبرهن است این نامدیران بی لیاقت هربار به بی پولی بر میخورند یا برای سفرهای تیم های ملی به زمین سفت می رسند دست گدایی بسوی پدرخوانده خودساخته خود دراز می کند نتیجه همین است که می بینیم حضور دو تیم در بالاترین سطح فوتبال ایران با یک مالک که طبق اساسنامه فیفا تخلف صد در صد است و این هجم از توهین ها،شعارها به تمامیت ارضی ایران ،نژاد و اقوام ایران،بازیکنان و اهالی فوتبال اما هیج اراده ایی نه در فدراسیون و نه نهادهای نظارتی دیده نمی شود!؟
تراکتورسازی روزگاری مهد اصالت و استعداد بود که بغیر از معرفی بازیکنان بزرگ به فوتبال ایران اشاعه کننده فرهنگ و اصالت آذری زبان های آن دیار ایران زمین بود!؟
براستی چه بلایی سر این تیم آوردند ؟ تراکتور سالها از سطح اول فوتبال ایران دور بود اما نه توهم خود مدعی بینی وجود داشت ،نه آنقدر عقده و حقارت خودکم بینی در میان بود که بخواهند تمام این کمبودها ،کاستی ها را با برافراشتن و فریاد زدن پرچم دو کشوری که این روزها اوضاع معیشت و زندگی مردمان عامه شان از ایران بدتر نباشد بهتر نیست.

ریشه یابی این حواشی در فوتبال آذربایجان شرقی موضوعی است مستلزم ساعت ها کار روانشناسی و آسیب شناسی که چرا برخی از مردمان دیار باقرخان و ستارخان که شعارشان این بوده که خاک میخوریم اماخاک نمی فروشیم بجای تکیه بر ریشه های اصیل خاک آبا و اجدادی و اهتمام ورزیدن به رسم و سنت های بی بدیل به فرزندان خویش نماد گرگ یا سلام نظامی کشوری را فرا می دهند که این روزها دست هیتلر را در نسل کشی از پشت بسته است.
این موضوع را شاید لازم باشد برای جماعت بی اطلاع و خود را به خواب زده بایست تکرار کرد سهم شما از فریاد نام آن دو کشور نهایت نظافت رستوران و حمالی کارخانجات شان باشد و سرطان حنجره، سهم خوش پوشان تجزیه طلب پول میلیون دلاری و زندگی لاکچری ،تحصیل فرزندانشان در بهترین کشورهای اروپایی و آمریکاست!؟
امثال زنوزی مطلق هم شیشه عمرشان ارتباط مستقیم به شرایط حاکمیت دارد شاید در همین حوالی انتخابات مثل بابک زنجانی ،هدایتی و خیلی ها به پایان به اجبار سلام دهد!؟

حمید جباری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.