آنهایی که برای تولد شاه افسانه سرایی میکنند، باید برای اعدام دکتر حسین فاطمی پاسخگو باشند

غوغای شاه پرستان و شاه الهی‌ها به مناسبت صدمین سالروز تولد او در ۴ آبان را دیدید، شنیدید، و خواندید. اجازه دهید سالروز تاریخی‌ دیگری را در ماه آبان، یادآوری کنم: ۷ آبان ۱۳۳۳ [امروز]، سالروز تائید حکم اعدام دکتر حسین فاطمی، وزیر خارجه دولت ملی‌ و دموکراتیک قهرمان ملی‌ ایران و قهرمان جهان سوم، زنده یاد دکتر محمد مصدق. محمد رضا شاه، همانی که شاه الهی‌ها بخاطر هیچ در صدمین سالروز تولد او غوغا میکنند، و درباره “دوران طلایی” دروغین حکومت او داستان سرایی میکنند، خود روز اعدام شهید وطن دکتر فاطمی، ۱۹ آبان ۱۳۳۳، را تعیین نمود.

شهید دکتر فاطمی در یکی از آخرین نامه هایش پس از صدور حکم اعدام می نویسد [خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی-بهرام افراسیابی، ص ۳۴۱-۳۴۲]:

“در این موقع که یک ساعت از صدور رای دستوری می گذرد، یک ذره ناراحت نیستم. زیرا اگر آن افتخار را پیدا کنم که در راه وطنم این نیمه‌ جان را بگذارم، درست در راه حقیقی خودش صرف شده است. حالا منتظریم ببینیم بازی تجدید نظر به کجا می کشد. قطعا یک چنین رایی در آنجا هم صادر خواهند کرد و بیشتر از سابق خودشان را مفتضح و رسوا خواهند کرد، درخواستی که از حضرتعالی دارم اینست که خواهرم را تسلی بدهید که نگران نباشد زیرا آن بدبخت خیلی ناراحت بود و…”

سرهنگ محمود خلعتبری که وکالت مهندس احمد رضوی [استاد دانشگاه و نایب رئیس مجلس دوره هفدهم، عضو هیئت مؤسس جبهه ملی ایران و از یاران دکتر مصدق] را در دادگاه تجدید نظر نظامی به عهده داشت، مشاهدات خود را از دادگاه دکتر فاطمی اینگونه بیان می کند [مصدق و سالهای مبارزه- سرهنگ غلام رضا نجاتی، جلد دوم، ص۳۰۳-۳۰۵]:

“وکیل دکتر فاطمی در دفاع از موکل خود صحبت کرد، فاطمی نیز در همان برانکار، خوابیده از خود دفاع می کرد، دادگاه به استناد مواد ۳۱۶ و ۳۱۷ کیفر خواست دکتر فاطمی را به اعدام و [دکتر علی] شایگان و [مهندس] رضوی را به حبس ابد محکوم کرد. در دادگاه تجدیدنظر دکتر فاطمی به روال گذشته چندبار صحبت کرد و بسیار قاطع و مستدل از اقداماتش دفاع نمود. گاه از دکتر بهره ور درخواست می کرد به نفع وی صحبت کند و او نیز مختصری! از او دفاع کرد. در حقیقت فاطمی بدون وکیل مدافع، در یک دادگاه فاقد صلاحیت محاکمه و محکوم شد. آخرین جلسه دادگاه تجدید نظر روز یکشنبه ۷ آبان ۱۳۳۳ تشکیل شد. وکلای مدافع و آقایان دکتر فاطمی، دکتر شایگان و مهندس رضوی آخرین مدافعات خود را بیان کرد، سپس دادگاه به شور رفت. [دکتر] شایگان و [مهندس] رضوی هر یک به ده سال زندان با کار و دکتر فاطمی به اعدام محکوم شد. دکتر فاطمی، روی برانکار، حکم صادره را با خودنویسی که منشی دادگاه به او داده امضا کرد و تقاضای فرجام نمود.”

بر طبق آیین دادرسی ارتش شاهنشاهی، حق رسیدگی یک محکوم در دادگاه نظامی، منوط به اراده شخص شاه بود و محمد رضا شاه ناجوانمرد تر از آن بود که ظاهر امر را رعایت کند و با درخواست قانونی یک وزیر دولت مصدق موافقت نماید. شاه حتی تاریخ اجرای حکم اعدام دکتر حسین فاطمی را خود تعیین کرد.

جالب این جاست که شاه می‌‌خواست دکتر فاطمی اعدام شود، ولی‌ اعدام ایشان به پای او نوشته نشود. به همین دلیل در همان ابتدای دستگیری دکتر فاطمی تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی، توسط یک حرکت به ظاهر “خودجوش” مردمی [از نوع همان حرکت‌های خود جوش بسیجیان و بنیاد گرایان کنونی در ایران] به دست شعبان بی‌ مخ [جعفری] و اراذل و اوباش او به قتل برسد که دکتر فاطمی و خواهر ایشان مجروح می‌شوند. فریدون مظاهر تهرانی، شاهد این حرکت “خودجوش،” آنرا اینگونه توصیف نمود [به نقل از پرویز داورپناه، “یادی از حسین فاطمی یار وفادار مصدق،” روزنامه شرق؛ لینک به مقاله در زیر پست است]:

“ناگهان شعبان بی مخ و یارانش با چاقوهای برهنه به دکتر فاطمی حمله‌ور شده و ضرباتی چند وارد کردند. خانمی که بعداً فهمیدم خانم سلطنت فاطمی خواهر دکتر فاطمی است و از طریق خبر رادیو مطلع شده بود که برادرش را دستگیر کرده و به محل دفتر فرمانداری نظامی تهران که آن موقع در داخل کاخ شهربانی (ساختمان فعلی وزارت‌ خارجه روبروی کتابخانه ملک) بود آورده‌اند خود را به آن محل رسانده که مصادف با حمله چاقوکشان به دکتر فاطمی شده و خود را سپر بلا کرده‌بود. حمله کنندگان شش ضربه به دکتر فاطمی و ۱۰، ۱۱ ضربه به خانم سلطنت فاطمی وارد کردند. دکتر فاطمی را درحالی که روی زمین افتاده بود و خون از بدنش جاری بود با همان جیپی که آورده بودند از محل دور کردند. در آن تاریخ رئیس کل شهربانی سپهبد مهدی‌قلی علوی مقدم، فرماندار نظامی تهران سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده گارد شاهنشاهی سرتیپ نعمت‌الله نصیری (ارتشبد بعدی) بودند.”

کینه شاه نسبت به شهید دکتر فاطمی، که شاید حتی از کینه او به دکتر مصدق هم بیشتر بود، آنقدر زیاد بود که حتی قادر نبود برای حفظ ظاهر هم که شده پنهان کند. کرمیت روزولت، رهبر عملیاتی سازمان سیا که پس از کودتا به دیدار شاه میرود، در کتاب خود، Counter Coup: The Struggle for the Control of Iran, در صفحه‌های ۲۰۰ و ۲۰۱ چنین مینویسد،

“پس از برگزاری تشریفات…. از محمدرضا شاه پرسیدم، “میل دارم بدانم در مورد مصدق، [سرتیپ محمد تقی‌] ریاحی [رئیس ستاد ارتش در دولت دکتر مصدق، و دومین وزیر دفاع در دولت زنده یاد مهندس مهدی بازرگان] و دیگران، که علیه شما توطئه کرده‌اند، چه فکری کرده‌اید؟” شاه پاسخ میدهد، “در این مورد زیاد فکر کرده‌ام. مصدق محاکمه می‌شود (در این موقع لب‌های شاه می‌لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت … ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد؛ ولی یک استثناء وجود دارد و آن، حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده [ملاقات روزولت با شاه در اول شهریور ۱۳۳۲ بود] ولی به زودی او را پیدا می‌کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ای‌ها را واداشت مجسمه‌های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.”

این جناب واقعا در توهم بود که او، پدر، و خانواده او برای خود کسی بودند، در حالیکه پدر او به لطف کودتای انگلیسی‌ ۱۲۹۹ با رهبری سید ضیا، مامور اینتلیجنس سرویس بریتانیا، به قدرت رسیده بود، و قبل از آن کسی‌ نبود.

کینه دولت فخیمه بریتانیا از دکتر فاطمی نیز شدید بود. Sir Sam Falle دبیر شرقی سفارت انگلیس در تهران در زمان کودتا در گزارش خود به وزارت خارجه بریتانیا در ۳۰ سپتامبر ۱۹۵۳ چنین نوشت، “اعدام بی رحمانه، صرفنظر از غیرانسانی بودن آن، ممکن است در مورد مصدق عاقلانه نباشد ولی شاید برای فاطمی، اگر دستگیر شود، بهترین راه حل باشد. تا زمانی که اینگونه افراد زنده هستند و در ایران به سر می‌برند، همیشه خطر ضد کودتا وجود دارد، شدت عمل ضروری است…”

و، البته، همه میدانند که اشرف پهلوی نیز سخت بدنبال اعدام دکتر فاطمی بود.

سرانجام دکتر فاطمی در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳ به شهادت رسید. مرحوم نصرالله سیف‌پور فاطمی، برادر شهید دکتر فاطمی، درباره اعدام ایشان چنین نوشت، “حسین را وقتی برای اعدام بردند که بسیار ناخوش احوال و بیمار بود. او را برای اجرای حکم با برانکارد و در حال تب بردند و نصیری و بختیار با شلیک سه گلوله او را از بین بردند.”

خداوند روح شهید دکتر فاطمی را رحمت کنند. بدون شک نام، راه، و یاد شهید دکتر حسین فاطمی در تاریخ ایران جاویدان است.

محمد سهیمی

۱ دیدگاه

  1. ahang گفت:

    هم میهن گرامی
    اگر شما میهن پرست هستید و به حق دنبال پاسخگو هستید چرا این راه سخت را پی میگیرید و میروید به مرداد ۱۳۳۴؟ میخواهید شعبان جعفری پاسخگوی شما باشد یا نصیری٫ بختیار یا اشرف؟
    آیا شانس موفقیتان بیشتر نیست اگر دنبال پاسخقوی برای جنایتهای همین چند روز پیش باشید ؟ شاید شنیده باشید که حد اقل ۱۵۰۰ نفراز جوانان وطن شما عملا با گلوله عدادم شدند! و هزاران در حبس و زیر شکنجه.
    یا شما که دنبال جوابگو میگردید ایا به این باورید که جوابگوری ۴۰ سال بدبختی و ننگ و تباهی و … “شعبان بی مخ” است؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.