حجازی کجا بود و پروین کجاست؟

مرد بودن به جنسیت نر بودن نیست و دنیا فاصله بین حرف تا عمل است و آن جماعتی که ادعاهای مردی و مردانگی دارند را بایست در رفتارهای حقیقی شان جستجو کرد،و آن ژست ها و رفتارهای سرپا شوآف در برابر خبرنگاران و عکاسان تنها برای عوام فریبی و جلب توجه می باشد!؟
یافتن پیشکسوتانی به مانند زنده یا حجازی که ظاهر و باطن شان یکی بود این روزها کاری بس دشوار است.امثال مرحوم حجازی اگر قبل از بهمن پنجاه و هفت به کاباره و دیسکو تک می رفتند و هروز را با سرو صورت بقولی شش تیغه و با کت و شلوار در انزار عموم ظاهر می شدند و بوی ادکلن شان را چند صد متر دورتر هم رهگذران را مدهوش می نمود،همان رفتار و نزاکت را هم از رویه زندگی روزمره خویش بعد از تغییر رژیم را ادامه دادند و بدون در نظر گرفتن اینکه حالا بایست همرنگ جماعت شد تا رسوا نشد.


آری امثال زنده یاد ناصرحجازی بدون در نظر گرفتن منفعت طلبی که حکومت از چه تیپ سلبریتی هایی خوششان می آید و کدام گروه در لیست سیاه حکومت به کنج خانه و انزوا تبعید خواهند شد ظاهر و باطن اش همان بود که به آن اعتقاد داشت و آن شکل خوشنود و راضی بود.


هرگز صورت پر از ریش و اصلاح نکردن را برای ادامه دوران فعالیت حرفه ایی اولویت ندانست،پیراهن یقه آخوندی نپوشید دکمه هایش را تا آخر نبست و هرگز بدون کراوات در هیچ محفلی حضور پیدا نکرد! شاید اگر مانند علی پروین پیرو حزب باد بود شامل طرح ۲۹ساله ها و آن تصمیم نابخردانه مصطفی داوودی مسئول ورزش آن دوران نمی شد و در اوج پختگی و جوانی می توانست سالهای زیادی به فوتبال ایران خدمت کند و آن مهاجرت اجباری و پردردسر را تجربه نمی کرد و در ایران به سود و منفعت روز افزون دست می یافت.
اما مرحوم حجازی به بسیاری از ورزشکاران و جامعه آن روز که در عرض چند روز رنگ عوض کرده بودند و آن چه را اعتقاد داشتند را زیر پا گذاشتن و آن شکل زندگی کردند که هم خود و هم جامعه خواب زده را فریب دهند تا مقبول بی افتد.
امثال ناصر حجازی نان را به نرخ روز نخوردند تا شرافت و غرورشان لگدمال نشود،دست بیعت با هیچ فرد یا گروه سیاسی نداند تا واردات شکر را فلان آخوند زاده شریک شوند یا وام واردات بگیرند و به فکر باز پرداخت نباشند ،برای تصاحب زمین های هشتگرد خوش خدمتی نکردند.
امثال پروین اگر شرایط ایجاب کند زیر پرچم حسین هدایتی ها سینه می زنندو فردایش که به جرم چپاول حقوق ملت به حبس رفت جوری وانمود می کنند که گویی از پایه و اساس چنین انسانی را ندیده اند فردا روز سراغ یک فاسد دیگر مانند سعید شیرینی می رود که اگر عدالتی باشد به جرم خیانت در امانت و صدها فساد مالی در دوره رویانیان اکنون بایست دوران حبس ابد را سپری می کرد!؟
چهل سال به زنده یاد حجازی یک رده حتی ملی را به جرم طاغوتی بودن پیشنهاد ندادند ،می گفتند کسی که کراوات می زند ریش می تراشد نباید سرمربی تیم ملی باشد
مصطفی هاشمی طباء یک موضوع را بعد سالها بازگو کرد که ماهیت مرحوم حجازی و جفای بزرگی که در حق این بزرگمرد شد


بحث های زیادی قبل از جام ملتهای سال ۱۹۹۶امارات مابین مقامات ورزش شد و اجماع این بود مرحوم حجازی سکان هدایت تیم ملی را در این تورنمنت عهده دارشود،اما در آخر لحظات قبل اعلام رسمی از مقامات بالادستی تماس گرفتند و تصمیم را وتو نمودند زمانی که دلیل را جویا شدیم گفتند صلاح نیست حجازی که در خانه اش میز بیلیارد دارد این سمت را عهده دار شود این به صلاح نظام نیست!؟
بخوان این حکایت نانوشته زین مجمل

حمید جباری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.