“زمین سفتی که محمد یزدی روی آن . . .”

آنچه تجربه نشان داده است این است که شیخ محمد یزدی از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون مهره ای بوده برای حمله به کسانی که به هر نحو ممکن میباید از حیطه رژیم و سیاست کشور حذف شوند. حمله به مرحوم “آیت الله شریعتمداری” آنگونه که در خاطرات شیخ محمد آمده و به شهادت برخی بیانیه جامعه مدرسین مبنی بر سقوط مرحوم شریعتمداری از مرجعیت را هم او نوشته بود. حملات او در نماز جمعه تهران علیه مرحومین حضرات “منتظری” و “احمد آذری قمی” که عاقبت این دو نیز به حصر خانگی کشیده شد و آذری قمی ده روز پیش از اینکه خبر موتش اعلام شود به گونه ای مشکوک در بیمارستان به رحمت الله رفته بود. سربازان حفاظت جامعه مدرسین به دستور یزدی مانع ورود آذری قمی به درون ساختمان جامعه مدرسین شدند. عضوی از جامعه مدرسین عضو دیگر را ممنوع الورود کرده بود. مرحوم آذری قمی در وصیت خود گفته بود:
“از شرکت آقایان محمد یزدی، عبدالله جوادی آملی و میرزاعلی مشکینی در مجلس ترحیم من ممانعت بعمل آید”
حملات یزدی پس از دوم خرداد ۷۶ به وزرای کشور و فرهنگ دولت خاتمی از پشت تریبون های نماز جمعه تهران شنیدنی بود. عاقبت عطا الله مهاجرانی مجبور به استعفا شد و عبدالله نوری راهی زندان.


چندی قبل هم شیخ محمد در اعتراض به دیدار “آیت الله العظمی شبیری زنجانی” نامه تهدید آمیزی به مرجعیت نوشت و خط و نشان را نشان مرجعیت داد. اکنون هم محمد یزدی حملاتش را متوجه رئیس سابق قوه قضائیه کرده است. یزدی او را دزد و بی سواد خطاب کرده است.


اول: تجربه شاهد بر آن است که هرگاه نهاد فوقانی ساخت قدرت یعنی نهاد ولایت فقیه تصمیم به حذف تمام عیار شخصی در سطوح بالا گرفته است، ابتدا بوسیله شیخ محمد برای حذف شونده خط و نشان کشیده و میکشد. بنا بر این نامه یزدی به صادق لاریجانی با حکم پشت پرده خامنه ای بوده است.
دوم: اما چرا رهبر رژیم پس از پاسخ تندتری که از سوی صادق لاریجانی حواله شیخ محمد شد طرفین را به آرامش و شناخت دشمن اصلی فراخواند؟؟؟
به نظر میرسد خامنه ای و شیخ محمد گمان نداشتند این آخوند جوان اینچنین بی هوا و بی ادبانه پاچه بدرد و بازی را برهم بریزد. واقعیت این است که تا کنون کسی اینچنین محمد یزدی را تحقیر و ترور شخصیتی نکرده بود. تا کنون کسی جلوی او اینچنین توی دهانش نزده بود. حتی مراجع تقلیدی همچون مرحوم شریعتمداری که از جایگاه ویژه ای در حوزه برخوردار بودند و با یک خط میتوانستند علیه او فتوا دهند و او را خلع لباس نمایند تا آذری هائی که میگفتند:
“شریعتمداری حکم جهادم بده”


با دستان خود عمامه از سرش بردارند و قبا از تنش بدر آورند همیشه نرمش نشان دادند. اما اکنون صادق لاریجانی مشتی محکمتر نثار او نمود که کمتر کسی فکرش را میکرد.
تا فعلا رهبر به فراخوان آرامش مجبور شده است.

مازیار شکوری

@bakhtare

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.