اولش معلوم است و آخرش نه

گروه های چهاده تایی دارند یکی بعد از دیگر به اولی اضافه میشوند و لابد آنهایی که تصور میکنند عدد چهارده خوش یمن است، به دلشان صابون زده اند که اینطوری کار ایران درست خواهد شد و موقعی که تعداد این گروه ها نیز به چهارده تا رسید، طلسم شکسته میشود و فرشته ای که دیو از کار درآمد، دوباره برمیگردد توی بطری.

سر انقلاب اسلامی، داستان چله ها بود که یکی پس از دیگری میامد و رژیم را به عقب میراند. اینبار نوبت رقم چهارده است که مشکل گشا گردد. به قول یکی از متفکران گمنام که رابطه اش با مارکس چندان روشن نیست، وقایع تاریخی اول بار واقعاً اتفاق میافتد و دفعۀ بعدش مجازاً.

قدم به قدم، جهت بهره برداری سیاسی از این داستان روشنتر میشود. چهارده تای آخر بانوانی هستند در خط نومحافظه کاری و بهره گیر از منابع آمریکایی. به هر صورت، نوبت باید به همه برسد و کار حتماً به اینها ختم نخواهد شد. حرکت موجهای چهارده تایی که دارد مثل امواج دریا پشت سر هم از راه میرسد تا مدتی ادامه خواهد داشت. اگر تا آخر تابستان طول بکشد، کسانی که فرصت گذراندن تعطیلات در ساحل دریا را ندارند، از تماشای آنها محظوظ خواهند شد و در عین ردگیری خبرها، از چشم انداز لذت خواهند برد.

جذابیت منظره در این است که اضافه شدن امضأها، چیزی به اصل داستان نمیافزاید، جز شماره ای جدید، همان متن است که مکرر میگردد، موج اول را که دیدید، انگار همه را دیده اید. دیدگانتان باز میماند و فکرتان استراحت میکند ـ مانند فکر پشتیبانان.

فقط باید صبر کرد و دید این گروه هایی که به سبک هنرنمایان سیرک ملی چین، یکی پس از دیگری از راه میرسند و روی شانۀ هم سوار میشوند تا هرمی بسازند، چه اندازه توان خواهند داشت. برای بعد هم نگران نمیباید بود، نمایشهای این سیرک به یک شیرینکاری ختم نمیشود.

رامین کامران

@bakhtare

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.