کدام دولت پنهان؟

یکی از اصطلاحاتی که این اواخر باب شده، «دولت پنهان» است، برخی هم میگویند «دولت سایه» یا چیزهایی در همین حدود. ظاهراً این عبارت از اصطلاح آمریکایی (Deep State) گرته برداری شده که اشاره دارد به قدرتهای غیر منتخبی که قرار است با همراهی برخی از سیاستمداران و مدیران، در تعیین سیاست کشور، حرف آخر را بزنند. «دولت پنهان» در ایران توسط اصلاح طلبان به کار میرود، تا دولت روحانی را که ظاهراً اصیل و نمایندۀ مردمش میشمرند، از آنهایی که نمایندۀ مردم نیستند و نفوذشان در همه جا مزاحم گروه اخیر است، مجزا سازند. اصلاح طلبان از زمانی که مردم ایران را معطل خودشان و یاوه هایشان کرده اند، هر کلکی به نظرشان رسیده زده اند تا خود را از باقی شرکای قدرت متمایز کنند و از بی آبرویی سهیم بودن در نظام اسلامی که همگی درش شریک هستند، سهم کمتری ببرند. این هم یکیست از بسیار.

نکتۀ اصلی در اینجاست که در ایران دولت پنهانی وجود ندارد تا برای این تقسیمبندی بی پایه، مابه ازایی دست و پا شود. هر چه هست بسیار روشن است و در قانون اساسی جمهوری اسلامی که قانونی به معنای دقیق و روشن فاشیستی است و نسخش در دسترس همه هست، به صراحت بیان گشته است. اصلاح طلبان که بسیار دلشان میخواهد از پس خامنه ای بربیایند و کسی از خودشان را به مقام رهبری بگمارند، عملاً چنین ادعا میکنند که قدرت رهبر و مراجع تحت فرمانش، وجاهت قانونی ندارند و از پشت صحنه عمل میکنند. سخن فقط نادرست نیست، به کلی یاوه است.

اول به این دلیل که هیچکدام اعضای دستگاه قدرت ایران، به معنای دمکراتیک کلمه، منتخب مردم ایران نیستند. هر چند وقت، نمایشی بر پا میشود تا نم کرده های نظام، رأی مردم را جمع کنند، وگرنه تفویض قدرتی به معنای دمکراتیک در کار نیست تا جدا کردن منتخب و غیر منتخب معنای درستی بدهد.

دوم و مهمتر اینکه قانون اساسی جمهوری اسلامی، متنی نیست که تکه تکه از اینجا و آنجا سر هم شده باشد. پیوند منطقی اجزای آن، همه در جهت تعریف و تثبیت رژیمی فاشیستی است. این کلیت است که به اجزای متن معنا میدهد و پایۀ اصلی تفسیر اصول آن است. رهبر هم، مثل هر رژیم فاشیستی، محور متن است و به قول اسلامی ها، عمود خیمۀ نظام. این محور که چیزی پنهان ندارد تا بشود به دایرۀ منصوبان و حوزۀ قدرتش، نام دولت سایه داد.

رهبر این نظام، سایه که نیست هیچ، خورشیدیست که تمامی اجزای نظام، دور وی میگردند. اگر وی از میانه حذف شود، انتظام کل سامانه بر هم میریزد و اصلاً از نظام چیزی باقی نمیماند که قرار باشد اصلاح بشود یا نه. برای همین است که صاحبنظران، از روز اول گفته اند و میگویند که نه خود نظام و نه قانون اساسی که بیان حقوقی ترکیب و طرز کار آن است، اصلاح پذیر نیست و تنها چاره، ساقط کردن یکی و به دور انداختن دیگری است و جایگزینی آنها با نظام و قانونی نو.

اصلاح طلبان آبرویی ندارند تا بتوانند با این ترفندها به درش ببرند. تنها ثمرۀ تشبثاتشان، ایجاد اغتشاش ذهنی و سر در گم کردن مردم ایران است. کاری که از روز اول دکانشان را گرم نگاه داشته و مردم را از هر حرکت مؤثر، دور داشته است. دور انداختن اوهام اصلاح طلبانه، مستلزم به دور ریختن اصطلاحات میان تهی و معمولاً مضحکی است که در رواجش میکوشند. آنچه از روز اول سر پا نگاهشان داشته، همین عباراتی است که مثل اوراد جادو، معنا ندارد، ولی کاربرد دارد. کاربردش هم حیران کردن مخاطب است.

بیدار شدن از این خواب مصنوعی، شرط اول پا نهادن در راه آزادی ایران است.

رامین کامران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.