دو کودتا در ژوئیه

بیستم ژوئیۀ هر سال فرصتی است برای یادآوری کودتای نافرجامی که در سال ۱۹۴۴ علیه هیتلر انجام گرفت. اهمیت دادن به این واقعه و حتی بزرگداشت دست اندر کاران آن، به مرور چشمگیر تر شده است. هر سال فرصتی فراهم میاورد برای بازپخش فیلمهایی که از چند دهۀ پیش در این باره ساخته شده و گاه تفاوتهای چشمگیری هم در روایت امر دارد و نیز بحث و گفتگو در بارۀ چند و چون واقعه و آنچه که میتوانست در پی بیاورد.

ماه ژوئیه شاهد کودتایی نافرجام در ایران نیز بود. کودتای نقاب که تعدادی از ارتشیان ایراندوست علیه خمینی ترتیب دادند و شکست خوردن آن به اعدامشان انجامید. این یکی چندان مورد عنایت رسانه ها قرار ندارد و در سالگردش به زحمت از آن سخنی به میان میاید. شاید اغتشاش روایت ها و نیز انواع تهمت هایی که هیچکدام هم اثبات نشده، ولی ردی در ذهن مردم به جا گذاشته، در این امر نقش دارد. شاید یکی از دلایل این امر، ناخوشایندی خاطرۀ کودتا در ایران معاصر است.

ولی ورای این سخنان، وجه اشتراکی اساسی بین این دو کودتا موجود است.

در آلمان، کار توسط افسرانی انجام گرفت که شکستهای پیاپی آلمان را از نزدیک شاهد بودند و تنها راه رفتن به سوی صلح را حذف هیتلر میدیدند که مصر بود تا آخرین لحظه مقاومت کند. عمل کردن علیه فرمانده ـ آنهم در میانۀ جنگ ـ در همان زمان، برخی همقطاران را که پابند به دیسیپلین نظامی بودند، از آنها دور کرد و در نظر بسیاری از مردم نیز محکومشان ساخت. اعادۀ حیثیت، کم کم و بعد از سالها صورت گرفت.

در ایران، نظام اسلامی به یاری انقلابی مردمی به دنیا آمده بود و در سال اول حیات خویش، هنوز تمامی مصائبی را که در انبان داشت، به مردم ایران عرضه نکرده بود. هرچند با مظالمی که از ابتدای قدرتگیری انجام داده بود، پایۀ مردمی خود را سست کرده بود. بخصوص که خاطرۀ حکومت و سخنان بختیار هم تازه بود و فرصت مقایسه موجود. بی دلیل نبود که کودتاچیان با بختیار تماس گرفته بودند و بازگشت وی را به قدرت، هدف خویش قرار داده بودند.

مقایسۀ تاریخی، آنهم در دو کشور و دو زمان و دو موقعیت به این اندازه متفاوت، کار آسانی نیست، ولی شاید بتوان با هزار احتیاط گفت که شاید آمادگی مردم ایران برای پذیرش حاصل کار، بیش از مردم آلمان بود. به هر صورت تاریخ یک بار سخن میگوید و مورخان بارها.

آنچه که هست این است که راه برای بزرگداشت کودتاچیان آلمانی، با سقوط رژیم هیتلری و سالهای دراز نازی زدایی باز شد. این مانع تاریخی، هنوز از سر راه کودتاچیان ایرانی، برداشته نشده است. احتمال اینکه بعد از سقوط نظام اسلامی، راه برای بزرگداشت آنها نیز باز شود، بسیار است. هر چه بدکرداری این رژیم بیشتر و بیشتر شود، بر اعتبار آنانی که به هر ترتیب در مقابلش ایستادند، افزوده خواهد گشت.

رامین کامران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.