پیروزی حقوقی در دادگاه لاهه و خیزش ۳۰ تیر

۱۹خرداد ۱۳۳۱وقتی رسیدگی در لاهه آغاز شد مصدق طی نطق کوتاهی به طور خلاصه زمینه‌ای از جنبه‌های سیاسی و اخلاقی قضیه به دست داد، ولی تأکید کرد این جنبه حقوقی مسأله است که باید مورد توجه قرار گیرد. مصدق در این نطق خاطرنشان ساخت که به جز ملی کردن نفت، راه دیگری برای پایان دادن به ستمگری و استثمار مردم ایران وجود نداشت. مصدق بریتانیا را متهم کرد به مداخله در امور داخلی ایران می‌پرداخته، شرکت نفت انگلیس و ایران، با کارکنان ایرانی خود «نظیر حیوانات» رفتار می‌کرده و در همان حال دولت‌های ایران را زیر سلطه و اقتدار خویش داشته، تا دستش برای غارت و چپاول در این کشور باز باشد. باتلر (سفیر انگلیس در لاهه) در گزارش خود به آنتونی ایدن(وزیر خارجه انگلستان) درباره نطق مصدق چنین اظهارنظر می‌کند: «دکتر مصدق در نطق خود نه تنها توانست تأثیرات دراماتیک، ایجاد کند … (بلکه) با لحنی کاملاً حساب شده و بسیار متشخص سخن گفت.» باتلر در گزارش خود اضافه کرده بود: «در مذاکراتی که با روزنامه‌نگاران و دوستان هلندی خود داشتم، متوجه شدم تاکتیک‌های مصدق اثرات بسیار قابل ملاحظه‌ای به نفع او در میان حضار و مردم ایجاد کرده است. مصدق وظیفه مطرح ساختن جنبه‌های حقوقی مسأله از نظر ایران را به عهده پروفسور رولن گذارد.»


سرانجام، یک ماه بعد، روز۳۱ تیر ماه ۱۳۳۱ ( ۲۲ ژوئیه ۱۹۵۲) رأی دادگاه صادر شد. در این رأی پس از تجزیه و تحلیل مشروح نظریات دو طرف، دادگاه استدلال انگلیس را رد کرده بود. در رأی آمده بود: « برخلاف نظر دولت بریتانیا که دخالت شورای جامعه ملل در اختلاف سال ۱۹۳۲بین ایران و کمپانی انگلیسی، امتیازنامه را به صورت عهدنامه‌ای میان دو کشور ایران و انگلیس درآورده، این امتیازنامه چیزی به جز توافقی میان یک دولت و یک موسسه خارجی، برای همکاری نیست و دولت بریتانیا را نمی‌توان در این میان طرف قرارداد به شمار آورد.»همچنین به طور خلاصه رأی می‌گفت: دادگاه جهانی هیچ صلاحیتی در مورد رسیدگی به مسأله ندارد و بنابراین «اقدامات موقتی» نیز که در دستور ۵ ژوئیه ۱۹۵۱، دادگاه قرار اجرایش را گذارده شده بود، از این پس دیگر قابل اجرا نخواهد بود.


اما در سویی دیگر، فرو افتادن رسوایی آمیزکابینه قوام به دنبال قیام خونین ٣٠ تیر ۱۳۳۱، شکست سترگی برای مخالفان مصدق،از شاهیان گرفته تا دوستداران انگلستان، بود. هواداران انگلستان نه تنها دستخوش سرخوردگی و پراکندگی شدند بلکه از یاوری زینر [دکتر رابرت زینر، افسر ارشد سازمان MI6 در ایران]نیز بی بهره ماندند. زینر از مشتریان پرجنب وجوش و خوش مشرب شب نشینیها و نشستهای بی شمار دیگری بود که برای زمینه چینی و توطئه گری علیه مصدق تشکیل می شد؛ اما اغلب چنین بر می آمد که مشغله اصلی این نشستها چیزی بیش از شادخواریهای خوشگذرانه ودل سپردنهای گشاده دستانه به الکل و افیون نیست. زینر، دست به گریبان با تلخی و نومیدی، به آکسفورد بازگشت؛ او نمی توانست خود را به آسانی تسکین دهد و به چشم اندازکامیابی تلاشهای مصدق ستیزانه که آن همه برای به راه انداختن و ادامه آنها تلاش کرده بود چندان خوش بین باشد. پولهای هنگفتی که هزینه کرده بود پی آمد درخوری حاصل نکرده بود.
نیروهای هوادار انگلستان به زودی دوباره گردهم آمدند، در تاکتیک ها و ترفندهای خود تجدید نظر کردند.


روزنامه مردم سالاری- نسخه شماره ۲۹۳۷- ۲۴ خرداد ۱۳۹۱
حاکمیت ملی و دشمنان آن، دکتر فخرالدین عظیمی، ص ۱۰۰
تهیه و تنظیم: کیوان ایراندوست

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.