بوقچی های لمپن بلای جان فوتبال ایران!

فوتبال به اصطلاح حرفه ایی ایران که هجده دوره از آن می گذرد ،هنوز استادیوم هایش فاقد امکانات سخت افزاری اولیه است!و جماعت هوادار بینوا غذای حاجت صحرایی،جنگلی سر می کند و به دلیل نبود آب خوری یک پلاستیک فریزر را هزار تومان می خرد لیدر لازم ندارد.
زمانی که قطر در تابستان سوزان دمای داخل استادیوم را تا بیست درجه برای رفاه حال هوادار و اهالی فوتبال اش کاهش می دهد،در قائمشهر ناظر بازی تمام ایرادات استادیوم را ندیده و یک راست می رود و خواستار اخراج مهمانان خانه همسایه ورزشگاه وطنی می شود.
نمی خواهم فوتبال ایران را با هیچ کجای دنیا قیاس کنم ،اما شاید یادآوری اینکه در کشور مانند آلمان یک مهندس صنایع غذایی که هوادار متعصب تیم شهرش محسوب می شود !با توجه به شخصیت خوب اش با آرائ هواداران تیم به عنوان مشوق تیم آن هم بدون حقوق و صرفا در روزهای مسابقات باشگاهی به تشویق تیم محبوب اش می پردازد!؟
اما در ایران بوقچی ها از بیسوادترین و لمپن ترین افراد خود توسط یک عده نادان تر از خود به زور سلاح سرد و نزاع به باشگاهها راه یافته و این سر آغاز امپراتوری این جماعت مفت خور است.
اکثر این جماعت الواط به واسطه راهیابی به سکوهای هواداری به راحتی به قدرتی کذایی دست می یابند و همین مقوله دست آویزی برای سرکیسه کردن و یا اذیت و آزار هواداران واقعی می شوند!؟
از حسن تارزان ، ممدبوقی که ساده و بی جیره واجب (اگر هم دریافتی بود بسیار اندک و بی مقدار)و تنها عاشقانه هنجره خود را برای تیم خود فدا می کردند تا این روزها نفراتی از قبیل افشار،عباس اسماعیل بیگی،هانی کرده و چند معلوم الحالی که هم حقوق و رانت هایی از سفرهای داخلی و خارجی و پاداش دلاری دریافت می کنند!تا دخالت هایی که در عزل و نصب مربیان،دستکاری در ارنج و حتی استخدام بازیکن ورود می کنند!؟
سال هشت و هفت دوره افشین قطبی و زمانی که پرسپولیس در زمین نفت تهرانسر تمرینات خود را پیگیری می نمود،در جلسه ریکاوری بعد باخت چهار بر صفر سرخ های تهران عربده های لیدرهای پرسپولیس در رختکن تا درب ورودی شنیده می شد که اگر ما بخواهیم به تماشاگر می گوییم نود دقیقه ناموس تان را جلوی چشم تان بیاورند و جملاتی که به دلیل خارج بودن از دایره ادب و نزاکت از نوشتن آن معذوریم.مثال دیگری که همان سالها قبل از احمد طوسی سرمربی نفت آبادان شود راننده اتوبوس تیم با جسارت و شهامت گفت که من مربی پرتغالی را کله پا کردم!؟
و ای کاش شاهکارهای این جماعت بی مصرف به همین جا ختم می شد،(با احترام به اقلیت مشوق حقیقی و باسواد)بسیاری از این جماعت به جزء تخریب شخصیت اهالی فوتبال و ایجاد رعب و وحشت در میان هواداران،به شغل خبرچینی ،آدم فروشی و مزدوری مبادرت می ورزند!بوقچی و لیدری که نه تحصیلات دارد و فاقد یک شغل ثابت است!چگونه و از کدام کانال توانسته سوار پورش بشود؟
آری هانی کرده،اسماعیل بیگی و افشارها برای حفظ خود یک روز لباس لیدر به تن دارند و فردا نیز با لباس بسیج و چفیه آن هم بصورت نمادین مدافع حرم اسد می شوند تا بساط لفت و لیس شان مستدام باقی بماند.
این غم نامه از فوتبالی است که چهار تا بوقچی زورشان از مدیرعامل و رئیس فدراسیون بیشتر است و قدرت نفوذشان ارکان بسیاری از باشگاهها را تغییر می دهد.
کاش روزی فرا برسد شر این جماعت از سر فوتبال کم شود و هوداران واقعی با حاشیه امنیت به تشویق تیم خود بپردازد .
آن روز دیگر در استادیوم ها خبری از شعارهای زشت و قومیتی نخواهد بود و ناهنجاری های کمتری نسبت به اکنون در استادیوم ها شاهد خواهیم بود.

حمیدجباری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.